مشخصات و خاطره از دانشجوی شهید علی مستغیثی نامقی :: سروها، ......... ایستاده می میرند

سروها، ......... ایستاده می میرند

امام خمینی (ره) :قــد دلجـویت انـدر گلشـن حسـن *** یکی سروی است کاندر کاشمر نیست

سروها، ......... ایستاده می میرند

امام خمینی (ره) :قــد دلجـویت انـدر گلشـن حسـن *** یکی سروی است کاندر کاشمر نیست

سروها، ......... ایستاده می میرند

رهبر انقلاب: این را یکی از فوریّتها و اولویّتها بدانید و در درجه‌ی اوّل بروید سراغ پدر و مادرهایی که هستند و همسران شهدا - آن کسانی که همسر داشتند - یا برادران و خواهران؛ آنهایی که برادر و خواهر دارند. از آنها راجع به شهید، راجع به خُلقیّات شهید، راجع به روحیّات شهید بپرسید و اینها را در اختیار نسل جوان بگذارید. 95/7/25

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان
آخرین نظرات

مشخصات و خاطره از دانشجوی شهید علی مستغیثی نامقی

پنجشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۰۶ ق.ظ

شهید علی مستغیثی نامقی

شهید علی مستغیثی نامقی                                                 نام دانشگاه : علم وصنعت ایران

 سال ورود :

  نام پدر : عبدالله

  رشته تحصیلی : الکترونیک

   مقطع : کارشناسی

  محل زندگی : کاشمر

 تاریخ تولد : 43/8/1

  محل شهادت : ماووت عراق

   تاریخ شهادت : 66/10/27

  عملیات:

     محل دفن : کاشمر-باغزار

وضعیت تأهل :

زندگی نامه

زندگینامه شهید علی مستیغثی نامقی در اول آبان سال 1343 در خانواده ای مذهبی در گرگان متولد شد.تحصیلات خود را تا مقطع سوم راهنمایی در گرگان ‏گذراند. در سال سوم راهنمایی با خانواده با کاشمر مهاجرت می کنند.وی با ورود به دبیرستان فعالیت های فرهنگی و سیاسی ‏خود را در انجم اسلامی دبیرستان آغاز کرد.درحالی درسش در دبیرستان تمام نشده بود در سال 1361 برای اولین بار عازم ‏جبهه شد ولی از تحصیل غافل نشد. در خرداد1362 در کلاس چهارم ریاضی در استان خراسان رتبه اول را به دست آورد و ‏در همان سال موفق به ورود به دانشگاه علم و صنعت ایران در رشته مهندسی الکترونیک شد و در دانشگاه نیز نمرات اول ‏را به خود اختصاص می داد. سرانجام در تاریخ 27 دی ماه سال 1366 در منطقه ماووت عراق به شهادت رسید.‏

  • سخنان پدر شهید مستغیثی : ما چون مسامان بودیم نامش را علی گذاشتیم . علی به مسجد جامع میرفت و اهل نماز و عبادت بود و در نماز جمعه و تظاهرات شرکت میکرد. به خواندن نماز اول وقت آن هم با جماعت اهمیت فراوانی می داد و دیگران را نیز به این امر تشویق و ترغیب می کرد. شاگرد ممتاز بود و به بقیه هم درس می داد. خیاطی می کرد و اهل خرید بود و در کار خانه کمک می کرد و اهل کار کردن و پول دراوردن بود. اوقات فراغتش را صرف مطالعه ی کتابهای مختلف درسی و غیر درسی می کرد. همیشه محارم خود را به حفظ حجاب و عفت دعوت می کرد. در برابر عقاید منحرف و ضدانقلابی بعد از امر به معروف و نهی از منکر ، به شدت برخورد می کرد. در انجام کارهای خیر و کمک به مستمندان همیشه پیش قدم بود. نهایت احترام را به من و مادرش داشت و به مادرش میگفت دعا کن تیر به قلبم بخورد و من شهید شوم و از جبهه برنگردم. یک شب بیشتر در خانه نمی ماند و باز دوباره به جبهه می رفت. او را در خواب دیدم که ان قدر خوشحال است و خوشکل شده است و با موهای بلند و زیبا بود.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی