شهید مدافع حرمی که اتومبیلش تاکسی صلواتی بود :: سروها، ......... ایستاده می میرند

سروها، ......... ایستاده می میرند

امام خمینی (ره) :قــد دلجـویت انـدر گلشـن حسـن *** یکی سروی است کاندر کاشمر نیست

سروها، ......... ایستاده می میرند

امام خمینی (ره) :قــد دلجـویت انـدر گلشـن حسـن *** یکی سروی است کاندر کاشمر نیست

سروها، ......... ایستاده می میرند

رهبر انقلاب: این را یکی از فوریّتها و اولویّتها بدانید و در درجه‌ی اوّل بروید سراغ پدر و مادرهایی که هستند و همسران شهدا - آن کسانی که همسر داشتند - یا برادران و خواهران؛ آنهایی که برادر و خواهر دارند. از آنها راجع به شهید، راجع به خُلقیّات شهید، راجع به روحیّات شهید بپرسید و اینها را در اختیار نسل جوان بگذارید. 95/7/25

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان
آخرین نظرات

شهید مدافع حرمی که اتومبیلش تاکسی صلواتی بود

شنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۲۶ ق.ظ

پدر شهید مدافع حرم “علی زاده اکبر” در گفتگو با خبر سایت Inhaa.ir  اینها  گفت: فرزندم تلاش داشت فعالیت‌هایش همواره در راستای دستورات قرآن کریم باشد و علاقه شدیدی به شرکت در محافل انس با قرآن داشت. ما اهل کاشمر هستیم. آن وقتی که فرزندانم کوچک بودند من یک موتورسیکلت داشتم و هر شب در محفل انس با قرآن شرکت می‌کردم. برنامه‌مان این بود که هر شب یکی از فرزندانم را با موتور به جلسه ببرم. علی هر وقت که نوبتش نبود تا با موتور به جلسه بیاید، با پای پیاده کوچه‌ها و خیابان‌ها را طی می‌کرد تا به محفل انس برسد.

وی در خصوص کمک به محرومین توسط این شهید مدافع حرم بیان داشت: یک بار برای ماموریت به بندرعباس رفته بود و آنجا با اهالی روستایی آشنا شد که با فقر دست و پنجه نرم می‌کردند. او هر بار که به این ماموریت می‌رفت امکاناتی از تهران برای آنان تهیه و با خود می‌برد. یک بار نیز با هزینه شخصی خودش اتوبوسی کرایه کرد و جمعی از آنان را برای زیارت به مشهد مقدس برد و یک هفته در آن شهر اقامت داشتند. پس از شهادت پسرم، اهالی این روستا با چشمان گریان به من تبریک و تسلیت می‌گفتند.

زاده اکبر عنوان داشت: علی اتومبیل شخصی‌اش پراید بود و هر وقت هر کجا می‌رفت اگر مسافر و در راه مانده‌ای می‌دید او را سوار می‌کرد و به مقصد می‌رساند و هیچ کرایه‌ای دریافت نمی‌کرد. اتومبیل شخصی او آژانس صلواتی بود.

وی با بیان اینکه علی آخرین باری که به سوریه رفت وصیت کرد که اگر من برنگشتم فرزندم را ولایتی تربیت کنید، گفت: بیشترین دغدغه فرزندم در خصوص ولایت بود و سفارشش نیز این بود که نسبت به ولایت و اوامرش بی توجه نباشید. او همچنین در شهر نیشابور و کاشمر در رابطه با مسائل فرهنگی و کمک به محرومان فعالیت داشت. یکی از موسساتی که علی با آن‌ها همکاری می‌کرد، موسسه ریحانه به مدیریت خواهر سردار شهید علیرضا عاصمی بود.

این پدر شهید مدافع حرم خاطرنشان کرد: علی در سال ۹۲ طی دو نوبت به سوریه رفت. بار اول بی خبری رفت و پس از چند روز از رفتنش متوجه شدیم که به سوریه رفته است. ۴۵ روز آنجا بود، وقتی که برگشت به او گفتیم بمان تا برادرهایت بروند و سپس تو برو. همسرش نیز بسیار دلتنگ علی بود و نمی‌توانست جدایی‌اش را تحمل کند. هر چه اصرار کردیم که بماند راضی نشد و گفت من باید بروم، برادرم نیز باید برود.

این پدر شهید مدافع حرم خاطرنشان کرد: علی در سال ۹۲ طی دو نوبت به سوریه رفت. بار اول بی خبری رفت و پس از چند روز از رفتنش متوجه شدیم که به سوریه رفته است. ۴۵ روز آنجا بود، وقتی که برگشت به او گفتیم بمان تا برادرهایت بروند و سپس تو برو. همسرش نیز بسیار دلتنگ علی بود و نمی‌توانست جدایی‌اش را تحمل کند. هر چه اصرار کردیم که بماند راضی نشد و گفت من باید بروم، برادرم نیز باید برود. این پدر شهید مدافع حرم خاطرنشان کرد: علی در سال ۹۲ طی دو نوبت به سوریه رفت. بار اول بی خبری رفت و پس از چند روز از رفتنش متوجه شدیم که به سوریه رفته است. ۴۵ روز آنجا بود، وقتی که برگشت به او گفتیم بمان تا برادرهایت بروند و سپس تو برو. همسرش نیز بسیار دلتنگ علی بود و نمی‌توانست جدایی‌اش را تحمل کند. هر چه اصرار کردیم که بماند راضی نشد و گفت من باید بروم، برادرم نیز باید برود.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی