سرو 7/ سردار شهید مهندس سید خلیل نیازمند+ دو خاطره :: سروها، ......... ایستاده می میرند

سروها، ......... ایستاده می میرند

امام خمینی (ره) :قــد دلجـویت انـدر گلشـن حسـن *** یکی سروی است کاندر کاشمر نیست

سروها، ......... ایستاده می میرند

امام خمینی (ره) :قــد دلجـویت انـدر گلشـن حسـن *** یکی سروی است کاندر کاشمر نیست

سروها، ......... ایستاده می میرند

رهبر انقلاب: این را یکی از فوریّتها و اولویّتها بدانید و در درجه‌ی اوّل بروید سراغ پدر و مادرهایی که هستند و همسران شهدا - آن کسانی که همسر داشتند - یا برادران و خواهران؛ آنهایی که برادر و خواهر دارند. از آنها راجع به شهید، راجع به خُلقیّات شهید، راجع به روحیّات شهید بپرسید و اینها را در اختیار نسل جوان بگذارید. 95/7/25

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان
آخرین نظرات

سرو 7/ سردار شهید مهندس سید خلیل نیازمند+ دو خاطره

پنجشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۳۴ ب.ظ

روایتی از دوست و همرزم سردار شهید نیازمند:

چشم هایم را به زور باز کردم ، ساعت 3 بعد از نیمه شب بود ، اسلحه ام را برداشتم که بروم نگهبانی بدهم.همه جا تاریک بود ؛از استراحتگاه که خارج شدم،از ته راهرو ، نور ضعیفی سو سو می زد.کنجکاوی مرا به آنجا کشاند.

با احتیاط از پنجره سرک کشیدم ... یک نفر با زیر پیرهنی سفید،داخل آشپزخانه بود.صورتش را خوب نمی دیدم،داشت موزاییک های کف را با زمین شور پاک می کرد.

چشم هایم را تیز تر کردم و با دقت و کنجکاوی او را پاییدم... شناختمش . بی اختیار رویم را از پنجره بر گرداندم،زانوهایم به لرزه بود،سست و بی رمق،نشستم کف راهرو. ذهنم پر از سؤال شده بود و چیزی در گوشم زنگ می زد چند لحظه سرم را به زانو گذاشتم.

باورم نمی شد که سید خلیل نیازمند ... مهندس خلیل نیازمند،فرمانده سپاه کاشمر،همین حالا در این نیمه شب ، دارد زمین آشپزخانه را می شوید.

 

شهادت شهید سیدخلیل نیازمند (1360ش)

شهید سیدخلیل نیازمند، سال ۱۳۳۰ش در شهرستان کاشمر چشم به جهان هستی گشود. پس از گذشت دوران تحصیلات مقدماتی، به ادامه تحصیل در دانشگاه علم و صنعت تهران در رشته متالوژی پرداخت. سیدخلیل در روزهای اوج‌گیری نهضت اسلامی، با روحانیت قم ارتباطی قوی داشت. عزم و اراده قوی او باعث شده بود تا در ایام تحصیل، هم‌زمان به فعالیت‌های سیاسی نیز بپردازد. سیدخلیل در سال ۱۳۵۴ش فارغ‌التحصیل شد و مدت هشت ماه در کارخانه ذوب آهن اصفهان مشغول به کار شد. دوران سربازی را در تهران سپری کرد و پس از اتمام سربازی به خدمت در آموزش و پرورش مشغول گردید. هم‌زمان با شدت گرفتن راهپیمایی و تظاهرات علیه رژیم منحوس پهلوی، سهم به‌سزایی در فعالیت‌های سیاسی داشت. شهید نیازمند در وقایع هفدهم شهریور و دهم دی‌ماه از سوی عمال رژیم طاغوت مصدوم شد. او تا اواخر سال ۱۳۵۷ش، معاونت هنرستان سیدجمال‌الدین اسدآبادی مشهد را بر عهده داشت. به‌دنبال پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران به فرمان حضرت امام خمینی (ره)، به عضویت این نهاد مقدس درآمد و به‌عنوان اولین فرمانده سپاه کاشمر مشغول خدمت گردید. با آغاز جنگ تحمیلی، مدتی به مناطق جنگی جنوب کشور رفت. مهندس نیازمند پس از خدمات ارزنده‌ای که در سپاه انجام داد، هنگامی که برای اجرای عملیات پاک‌سازی ارتفاعات کاشمر از لوث خوانین و ضد انقلاب به منطقه اسحاق‌آباد کاشمر اعزام شده بود، در تاریخ نوزدهم فروردین‌ماه سال ۱۳۶۰ هجری شمسی در سن سی سالگی به شهادت رسید و در جوار آرامگاه شهید مدرس ‌به خاک سپرده شد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی